یک نوشته ی نمادین!!!
(یک جمله ی نمادین): کنار پنجره ایستاده بود و به بیرون نگاه میکرد؛
یا, دراز کشیده بود و به سقف نگاه میکرد؛
واقعا مهم نیست بینظمی بدنش چطوری بود! داشت فکر میکرد..
همیشه فکر میکرد
به همه چیز فکر میکرد حتی به نفس کشیدنش.
چرا "حتی" ؟!
نفس کشیدن , هر لحظه احساساست آدم رو خیلی قشنگ تفکیک میکنه! آرامش اضطراب غم شادی عشق خیانت.. هر حسی رو با فکر کردن به نفس کشیدن میشه درک کرد.
"حرف بافی کاری اِ که ازش بدم میاد. و نوشته هایی رو که بافته میشن تا آخر نمیخونم حتی!" و خودم هم میبافم!!!
خلاصه؛ هر وضعیتی که داشت, می خواست فکرهاش مثل آدامسی که با دندوناش کلنجار می رفتن رو با یک سرفه از دهنش بیرون کنه...
آره. همون قدر بی اراده همشونو دور بریزه.
اونقدر ناگهانی که بعدش پشیمون شه! و دنبال آدامسش روی زمین بگرده.
و کثیف و خاکی پیداش کنه
و ببینه افکارش مثل آدامس خاکی روی زمین بی ارزشن.!
(یک جمله ی نمادین): اینو با تمام وجودش درک کنه.
درست مثل من که کاغذ رو برعکس کردم و به خطم نگاه می کنم؛ شمایلی کج و کوله. تازه رنگ خودکار رو هم دوست ندارم!
آره. افکارش همینقدر بی مفهوم اند وقتی از بیرون دهنش,جدا از دندون هاش به اونها نگاه میکنه.
(یک جمله ی نمادین): به پوچی می رسه.
خندش می گیره یک خنده ی عصبی.
به همه ی زندگی میشه همینطوری خندید.. آره میشه..
ولی مطمئنم که هنر نیست.
چقدر بی اراده. میخواد سرفه آدامسشو پرت کنه! خودش شهامت نداره. هرگز نداشته. و تو اوج شخصیت آرمانیش هم به این شهامت نمیرسه.
تو... می تونی فکرهاتو تف کنی..و دوباره فکر کنی؟ و با نگاه عاقل اندر سفیه یک روشنفکر به عوام نخندی؟
میتونی متفاوت نباشی ولی بازم به خودت افتخار کنی؟
امروز..
وقتی عشق دروغ میگه
وقتی عقل نقض میکنه
وقتی مملکت عصبانیت میکنه
وقتی استاد؛ یک وزیر لمپنه یک بیمار مذهبی
وقتی دانشجو واسه فوق لیسانس عضو فعال بسیج میشه
وقتی عقیده له میشه
وقتی دانشگاه هم از دست میره..
وقتی ترافیک دیوونت میکنه
وقتی ساعت ۶ بعد از ظهر میدون ونک, متناسب با صف مسافرا فریاد تاکسی دربس بلند و بلندتر میشه
وقتی مردم به خاتمی رای نمیدن
وقتی مردم نا امیدن
وقتی مردم نا امیدن....
وقتی ضعیفن, فقیرن
وقتی همه نامرد میشن
وقتی دستمال کاغذی روزی صد تومن گرون میشه
وقتی همه , بقیه رو له میکنن و بالا میرن
وقتی آدم فروشی افتخار میشه
وقتی آدم های تک بعدی موفق محسوب میشن
وقتی پول, معیار آدمیته!
وقتی آدمیت باعث خجالته!!!
وقتی امید داشتن خنده دااااره....
وقتی عدالت یک شوخی بامزه است
وقتی آزادی یک رویا هم نیست...
